موج پاکی

اگر هیچ کس نیست خدا که هست...

تجربیات شما

سلام دوستان خوبم. به بخش تجربیات خوش اومدین.
اینجا یه صفحه درست کردم تا شما بتونید حرفها و تجربیات خودتون رو در مسیر خودسازی با بقیه به اشتراک بگذارید تا من و بقیه ازش استفاده کنیم.
هر موفقیتی یا هر تجربه ای در زمینه ترک گناهان و ایجاد عادت های خوب داری میتونی اینجا در این سه بخشی که مشخص کردم بگی.
قطعا انرزی و کارمای این کار به سمتت برمیگرده چون ممکنه تجربت به درد یکی بخوره :)

1.ترک گناهان جنسی (مثل خودارضایی و...)
2.ترک عادت های زشت اخلاقی (مثل دروغ غیبت تهمت حسادت و....)
3.ایجاد عادت های خوب (مثل خوش اخلاقی ایمان صبوری و...)

کافیه روی بخش مورد نظر کلیک کنی و بعد تجربیات ارزشمندتو برای ما تعریف کنی :)
اگرم تجربه ی متفاوتی تو مسیر خودسازی داری که تو این دسته بندی نیست میتونی پایین همین صفحه بگی خوشحال میشم...
منتظرم دوست خوبم...
یاعلی
عاشق امام حسین
۲۶ بهمن ۱۱:۵۴
سلام، دوست دارم خلاصه زندگی منو بخونید نظرتون بنویسید، وقتی که هفده سال داشتم اتفاق خیلی بدی برام افتاد به معنای واقعی شکستم داغون شدم اون موقع زیاد با خدا رابطه جدی نداشتم هر وقت حوصله داشتم نماز میخوندم تا اینکه بخاطر اون اتفاق روز به روز زندگیم سخت و سخت تر میشد خیلی احساس تنهایی میکردم هیچ کس منو درک نمیکرد به جایی رسیده بودم از خودم متنفر شدم از همه اطرافیان هم همینطور به این نتیجه رسیدم که کسی جز خودم به فکر من نیس خیلی دعا میکردم دریغ از این نشانه تا چند سال زندگی جهنمی من همین جور ادامه داشت تا اینکه محرم سال 95 تصمیم گرفتم زیارت عاشورا به روش آیت الله حق شناس بخونم خیلی شرایطش سخت بود سریال مختارنامه هم از تی وی پخش میشد و هر روز نگاه میکردم شبا هم برای عزاداری به مسجد میرفتم اولین باری بود که برای عزاداری به مسجد میرفتم همیشه هیت میرفتم خلاصه اینکه یواش یواش به امام حسین علاقه خاصی پیدا کردم طوری که سریال مختارمیدیدم هی گریه میکردم یا اسم امام حسین میشنیدم دلم میلرزید به شدت هوس کربلا کرده بودم محال بود خانوادم من دخترو اجازه بدن برم چند روز مونده بود به اربعین داداشم گفت بیا خودم میبرمت کربلا دیگه خودتون حدس بزنید چه حسی داشتم چله زیارت عاشورا حق شناس هم وقتی رفتم کربلا خوندم ولی مجبور بودم خلاصه اش کنم رفتم کربلا و برگشتم، چله حق شناس، زیارت کربلا، سریال مختار اینا خیلی روم تاثیر گذاشت به شدت عاشق کربلا و شهدای کربلا شده بودم بعد از حدود ده روز از تمام شدن چله نشانه ایی از حاجتم دیدم ولی هنوز حاجتم برآورده نشده تا اینکه محرم سال 96 دوباره چله حق شناس گرفتم باز نشانه هایی از حاجتم دیدم تا یک قدمی حاجتم رفتم مطمنم خدا حاجتمو کامل میده کم کم رفتارم عوض شد الان نزدیک یازده ماه هس بجز یکی دوبار نماز صبحم قضا نشده نمازم همیشه اول وقت میخونم هر روز یک صفحه معنی قرآن، زیارت عاشورا، دعای عهد، 100مرتبه صلوات برای ظهور امام زمان و... میخونم الان درسته به حاجتم هنوز نرسیدم ولی به یک آرامش و نشاط درونی رسیدم هر روز سعی میکنم برای خدا نامه بنویسم با هاش حرف میزنم رو کارهام حساس شدم ببینم کاری که میکنم گناه نباشه هنوز عیب های زیادی دارم دارم روش کار میکنم بسیاری از گناهان مثل دروغ، غیبت، حسادت، بداخلاقی، تنبلی، نگاه حرام، و... تونستم ترک کنم بیشتر وقتا نیم ساعت قبل از نماز صبح بیدار میشم نماز شب میخونم سعی میکنم حتی یک رکعت وتر هم شده بخونم ترک نشه بازم میگم هنوز عیب های زیادی دارم باید پاک بشم، امام حسین عشقه هر چی دارم از امام حسین هس ایشون منو بلند کردند قبلا انسان ضعیف نامید و داغونی بودم الان خودمو دوست دارم، هر کی خوند نظرشو بگه و برام دعا کنه اول اینکه این راهو تا آخرش برم دوم حاجت روا شم، مرسی از همه تون بخصوص ابجی گلم ملیحه خانم خیلی دوسش دارم
پاسخ :
سلام عزیزم. خیلی عالیه افرین.
خوشبحالت منم کربلا میخوام :)

جوری رفتار کن که انگار به حاجتت رسیدی و از خدا شکر گذاری کن این رمزشه
امام صادق(ع): هرگاه دعا می کنی، گمانت این باشد که حاجتت پشت درآماده است.

ان شالله حاجت روا بشی.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم
هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم
: